شمارهٔ ۲۰۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و longing شاعر به معشوق است. او میگوید اگر بتواند مانند خضر جاوید (شخصیتی در ادبیات که نماد جاودانگی و زنده ماندن است) زندگی کند، اما نبودن معشوقش باعث ناتوانی و بیفایده بودن زندگیاش میشود. او به خود میگوید که اگر وعده دیدار و وصال معشوقش نباشد، ادامه زندگی برایش بیمعناست و بهتر است که نزد او بمیرد.
گر من به مثل چو خضر جاوید زیَمدر حسرت آن روی چو خورشید زیَم
هوش مصنوعی: اگر من مانند خضر همیشه زنده بودم، در حسرت دیدن آن چهره مانند خورشید زندگی میکردم.
گر وعدهٔ وصل تو نباشد پس منپیش تو بمیرم به چه اومید زیَم
هوش مصنوعی: اگر وعدهٔ دیدار تو نباشد، پس چرا من در کنار تو زندگی کنم در حالی که به تو امیدی ندارم؟