شمارهٔ ۲۳۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر آرزو دارد که شبی در کوی معشوقش بگذرد و بوی معشوق را حس کند. او میخواهد جان و دلش را در آن لحظه فدای کسی کند که چهرهاش را دیده است.
در حسرت آنم که شبی در کویتباد سحری به من رساند بویت
هوش مصنوعی: من با آرزوی این هستم که شبی در کوی تو، نسیم سحری بویی از تو به من برساند.
جان و دل خویش را کنم در ساعتقربان کسی که دیده باشد رویت
هوش مصنوعی: در لحظهای که برای تو قربانی شوم، جان و دل خود را فدای کسی میکنم که چهرهات را دیده باشد.