تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۲۵۳

ماییم زدل دور و ز دلبر مهجوردر درد بمانده ایم وز درمان دور
سبحان الله این چه پریشانیهاستجان خسته و دل سوخته و تن رنجور