تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۵۱

با نی گفتم تو را که فریاد زکیستبی هیچ زبان ناله و فریاد زچیست
گفتا زشکر لبی بریدند مرابی ناله و فریاد نمی شاید زیست