تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۵۸

شمعی که مبارز است و تمکین داردبر پشت لگن زچابکی زین دارد
گفتم که چرا زرد رخی؟ گفت مرافرهاد دلم فراق شیرین دارد