تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۳۵

بلبل همه شب به درد دل می نالیدخون دل خود در رخ خود می مالید
می گفت که گل به زیر پا می سپرندزین پس به چمن مرا بباید نالید