شمارهٔ ۳۷
هوش مصنوعی: در این ابیات، قصاب در حالی که گوشت را به مشتری میدهد، به دل خود میگوید که خریدار آمده است. او به مدت یک سال منتظر خرید گردن ران بوده اما در نهایت تنها جگر خورده و عاقبت خود را در وضعیت ناامیدکنندهای میبیند. شعر به نوعی به انتظار و ناامیدی اشاره دارد.
قصّاب چو گوشت از سر دست بداددر پهلوی دل زد که خریدار افتاد
هوش مصنوعی: قصاب وقتی که گوشت را از روی دستش به کسی داد، در دل خودش احساس کرد که خریدار خوب و مطمئنی پیدا شده است.
سالی به امید گرد ران بر در اوخوردم جگر و عاقبتم گردن داد
هوش مصنوعی: مدت زیادی را به امید دیدار آن معشوق در کنار درش گذراندم و قلبم را به خاطر این عشق به سختی تحمل کردم، اما در پایان، ناامیدی و سرخوردگی نصیبم شد.