شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به وضعیت انسانها اشاره دارد که در میان دو دسته از مردم قرار دارند: یک گروه که در تلاش برای درک اسرار جهان هستند و گروه دیگر که به مسائل و ابزارهای دنیوی وابستهاند. شاعر خود را نه متعلق به هیچکدام از این دو گروه میداند و حسرت میخورد که عمرش را صرف این وابستگیها کرده است.
قومی شده تازنده به اسرار جهانقومی شده بازنده به اسباب زمان
هوش مصنوعی: گروهی به واسطهی درک رازهای جهان زندهاند، در حالی که گروهی دیگر به دلیل وابستگی به امکانات و عوامل دنیوی شکستخوردهاند.
ماییم در این میان نه زاین قوم نه زآندر حسرت هر دو برده عمری به زیان
هوش مصنوعی: ما در اینجا نه به این گروه تعلق داریم و نه به آن گروه. در عوض، در حسرت این دو ماندهایم و عمر خود را به ضرر خود گذراندهایم.