تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۱۵

عمری که به یاد این و آن می‌گذردگویی باد است در خزان می‌گذرد
برمی‌گذری تو از جهان چون شب و روزمی‌پنداری که این جهان می‌گذرد