تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۴۲

بی روی تو گرچه رهگذر جای گل استما را نه غم باغ و نه پروای گل است
گر دست برم بی تو سوی گل، بادادر چشم من آن خار که در پای گل است