تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۴۳

گر عکس رخت زدیده بگسسته شوداز هر مژه صد قطرهٔ خون بسته شود
شب تا به سحر دیده به هم برنکنمترسم [که] خیالت اندرو خسته شود