شمارهٔ ۱۶۵
هوش مصنوعی: شاعر اعلام میکند که هرگز از خیالات و یاد تو دور نخواهد شد و به هیچ چیز دیگری فکر نخواهد کرد. او به زیبایی چهرهات زل خواهد زد و نمیتواند از این دیدار چشم بپوشد. به رغم روشنایی چشمها و دلش به تو، او هرگز به سراغ خورشید و ماه نخواهد رفت. هر جا که تو باشی، او از آنجا دور نخواهد شد و در پی هیچ جای دیگری نخواهد رفت. همچنین، او بر این باور است که باید راز دلش را پنهان کند و به هیچ رقیب یا کسی در این مورد سخنی نخواهد گفت.
خیال روی تو از سر به در نخواهم کردبه هیچ روی خیال دگر نخواهم کرد
هوش مصنوعی: هرگز از فکر چهره تو دل برنخواهم کرد و به هیچ وجه به فکر کسی دیگر نخواهم افتاد.
ز دیدن رخ خوبت نظر نخواهم بستوز این مشاهده قطع نظر نخواهم کرد
هوش مصنوعی: از دیدن چهره زیبا و دلانگیز تو هیچگاه چشم بر نخواهم داشت و از این تجربه لذتبخش هرگز گذر نخواهم کرد.
چو هست روشنی دیده و دلم از توهوای دیدن شمس و قمر نخواهم کرد
هوش مصنوعی: وقتی چشمانم روشن است و دلم مشتاق دیدن توست، دیگر به دنبال دیدن خورشید و ماه نخواهم رفت.
به هر کجا که تو ای سروناز جا داریبه هیچ کوی از آنجا گذر نخواهم کرد
هوش مصنوعی: هرجا که تو هستی و زیبایی، من هیچگاه از آنجا عبور نخواهم کرد.
ضرورت است خیالی که راز دل پوشیرقیب را ز خیالی خبر نخواهم کرد
هوش مصنوعی: لازمهاش این است که راز دل را از رقیب پنهان نگه دارم و هیچ گاه رازی را با خیال دیگران در میان نگذارم.