شمارهٔ ۱۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس فقر و محرومیت خود اشاره میکند و میگوید که حتی در صورت وجود سلطنت و قدرت، کسی به او توجه نمیکند. او از وضعیت رندان و محرومان در دربار سخن میگوید و میپرسد چرا به او که بسیار بینواست، کمکی نمیشود. همچنین به عشق و عدم توجه به آن در زندگی اشاره میکند و میگوید که به رغم گریه و تلاش، هنوز به او چیزی نمیدهند. او در آخر از معشوق میخواهد اگر قرار است خود را از نعمت عشق بینصیب کند، حداقل او را در این نعمت شریک کند.
سریر فقر که با هیچ پادشا ندهندعجب نباشد اگر با من گدا ندهند
هوش مصنوعی: نمیتوان انتظار داشت که تاج و تخت فقر را به هیچ پادشاهی اهدا کنند، بنابراین اگر به من یک گدا چیزی ندهند، جای تعجب نیست.
بیا که آنچه به رندان ره نشین دادندبه محرمان درِبار کبریا ندهند
هوش مصنوعی: بیا و ببین که چیزهایی را که به آدمهای بیصندوق و بیاعتبار بخشیدند، هرگز به افراد نزدیک به قدرت و مقام نخواهند داد.
چو می دهند زکات از کرم به مسکینانمرا که از همه مسکینترم چرا ندهند
هوش مصنوعی: وقتی که به فقرا و نیازمندان کمک میشود، چرا به من که از همه بیشتر به کمک نیاز دارم، کمکی نمیشود؟
نمی زنیم دم از آب روی تا در عشقز گریه غایت مقصودِ ما به ما ندهند
هوش مصنوعی: ما در مورد آب روی نمیگوییم تا در عشق، به خاطر گریههایمان، به هدف نهاییمان نرسیم.
گمان مبر که بپرسند از گناه کسینخست مژدهٔ عفو گناه تا ندهند
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که فکر نکنید پیش از آنکه کسی را از خطایش عفو کنند، از او درباره گناهش سؤال میکنند. یعنی ابتدا باید بخشش صورت گیرد و بعد از آن به خطا رسیدگی میشود.
گهی که خوان عنایت کشد خیالی عشقمرا بگیر نصیبی اگر تو را ندهند
هوش مصنوعی: گاهی اوقات که لطف و مهربانی به من روی میآورد، دلم میخواهد خیال عشق مرا در آغوش بگیری، هرچند ممکن است قسمت تو نشود.