شمارهٔ ۱۹۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که زلف و چهره او میتواند هر نگاهی را مجذوب کند. او بیان میکند که تنها مانع برای دیدن جمال معشوق، پرده است و امید دارد که این پرده نیز روزی کنار برود. همچنین، شاعر از ابرو و قامت معشوقهاش سخن میگوید و به تأثیر آنها بر دل و چشم خود اشاره میکند. او اذعان دارد که راز دلش فقط با اشکهایش آشکار میشود و در نهایت، زیبایی معشوقه را با آبی شفاف که با سنگ تیز در تماس است، مقایسه میکند.
سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نمایدچه لازم است مه من که شب ستاره نماید
هوش مصنوعی: بسیار مناسب است که موی تو به چهرهی آن محبوب نگاه کند. چه نیازی است به ماه من که شب را ستارهباران کند؟
چنین که نیست به جز پرده مانعی ز جمالتامید هست که او نیز پاره پاره نماید
هوش مصنوعی: به جز پردهای که بین ماست، مانع دیگری برای دیدن زیبایی تو وجود ندارد. امیدوارم که این پرده هم روزی پاره شود و زیبایی تو را ببینم.
شبی کز ابروی شوخت میان گوشه نشینانحکایتی گذرد ماه نو کناره نماید
هوش مصنوعی: شبی که ابروهای زیبا و جذاب در میان نشستهها داستانی اتفاق بیفتد، ماه نو نیز در کنار خود نشان میدهد.
گهی که راست کند قامت تو تیر بلا راخرد که کار برآر است هیچکاره نماید
هوش مصنوعی: زمانی که بلای سخت بر تو میآید و نگرانیها بر سر تو سایه میافکنند، به یاد داشته باش که این مشکلات در واقع هیچ قدرتی ندارند و فقط به خاطر اراده تو تأثیرگذار میشوند.
کسی ز راز دل و دیده کی خبر شود اینجامگر که اشک من این راز آشکاره نماید
هوش مصنوعی: هیچکس از راز دل و آنچه درونم میگذرد خبر ندارد، جز آنکه اشکهای من این راز را فاش کند.
نمود با دل سختش تصوّر تو خیالیچو آبگینه که تیزی به سنگ خاره نماید
هوش مصنوعی: او با دل سختی که دارد، تصور تو را همچون خیال میبیند؛ همانطور که شفافیت آینه در برخورد با سنگ تیز نمایان میشود.