شمارهٔ ۱۹۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به یاد یک شب زیبا اشاره میکند که با حضور ماه، خوشی و شادابی بر خانه حاکم شد. او درمییابد که این شادی میتواند به زودی به غم تبدیل شود. در این راستا، شاعر از اشکها و دلتنگی خود که بر سر عشقش به آن ماه نورانی ثبت شده، صحبت میکند. او برای کم کردن غمهایش به یاد آن معشوق میافتد و میگوید که گاهی عشق و احساسات عمیق، با اندوه نیز همراه است. شاعر به این نکته اشاره میکند که زیبایی و شیرینی عشق، گاهی اوقات با درد و رنج همراه است و نمیتواند از این واقعیت فرار کند.
شبی کآن ماه با ما خوش برآیدعجب نبود که روز غم سرآید
هوش مصنوعی: شبی که آن ماه زیبا با ما خوش بگذرد، چه عجب که روز بعدش غم و ناراحتی بیاید.
درآمد از در و شد خانه روشندگر با ما از این در می درآید
هوش مصنوعی: نور جدیدی به خانه ما آمده و دیگر نیازی به تاریکی گذشته نیست. حالا از این در، شادی و زندگی به درون ما میریزد.
مرا تشویش اشک ای دیده بر شدبه کویش بعد از این تا کمتر آید
هوش مصنوعی: چشمم پر از نگرانی و اشک است، اما بعد از این به سوی کوی او کمتر میآیم تا این حالتم کمتر شود.
به آب دیده در دل تخم مهرشهمی کارم ولی با خون برآید
هوش مصنوعی: من با اشک چشمم در دل دانه محبت او را میکارم، اما این دانه تنها با خون من به ثمر میرسد.
خیالی در فن شوخی محال استکه فرزندی چو او از مادر آید
هوش مصنوعی: بسیار سخت است که کسی بتواند مانند او از مادر متولد شود، پس شوخی و خیال پردازی در این زمینه بیفایده است.