شمارهٔ ۲۴۵
هوش مصنوعی: این شعر به زیباییهای ظاهری و باطنی یک شخص میپردازد و بیان میکند که هر نوع بیعدالتی یا جفایی که به او میشود، در واقع خوب است، به ویژه زمانی که خط و بیان او هم به موضوع مربوط باشد. از چهره و ظرافت زلف او میتواند بوی خوشی استشمام کرد و این نشاندهنده جذابیت و دلربایی شخصیت اوست. همچنین، شاعر اشاره دارد به اینکه اگر کسی از زیباییهای او مطلع شود، حتی اگر از عدم وجود پیر احوال خبر داشته باشد، ممکن است چیزی از دل او بگوید. در نهایت، شاعر میگوید که هیچ عجبی ندارد که کسی بخواهد در جستجوی دلی باشد که به زیباییهای او علاقه دارد.
هر جفایی که کند روی تو نیکو باشدخاصّه وقتی که خطت بر طرف او باشد
هوش مصنوعی: هر بدی که از تو سر بزند، به خاطر زیبایی چهرهات قابل قبول است، به ویژه زمانی که نوشتهات بر او تاثیر بگذارد.
گر به چینِ شکن زلف تو از خوش نفسیدم دعوی بزند مشک سیه رو باشد
هوش مصنوعی: اگر به چین و تاب موی تو به دلیل زیباییات حسادت کنند، باید بگویم که آن فرد مانند مشک سیاه و دلفروشی خواهد بود.
در لطافت به دهان تو کند نسبت خویشچشمهٔ خضر به شرطی که سخنگو باشد
هوش مصنوعی: در لطافت و شیرینی، دهان تو به چشمهٔ خضر تشبیه میشود، البته به این شرط که تو سخن بگویی.
باشد از سرّ عدم پیرِ خرد را خبریخبری ز آن دهنش گر سر یک مو باشد
هوش مصنوعی: اگر از اسرار عدم بر خبر وجود پیری دانا گواهی باشد، آن گواهی حتی اگر به اندازه سر یک مو هم باشد، ارزشمند است.
گر بجوید دهنت دل ز خیالی چه عجبز آن دهن هیچ عجب نیست که دلجو باشد
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنبال دلش باشد و خیالهایش را در نظر بگیرد، چه جای تعجبی دارد؟ از آن دهان، هیچ عجیب نیست که دل هم جستجو کند.