شمارهٔ ۲۴۶
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی بخشش و عذرخواهی است. شاعر از معشوق میخواهد که خطاهای او را ببخشد و اظهار میدارد که اگر به خاطر غم او چشمش اشکآلود شود، این مسئله اهمیتی ندارد زیرا در کنار معشوق، هیچ غمی وجود ندارد. همچنین به حالت جنون و عشق خود اشاره میکند و میگوید که اگر از دردهای روزگار خبر نباشد، خوشی در دستانش قرار دارد. در نهایت، شاعر به خیالی اشاره میکند که تنها در صورتی قانع است که در چشم معشوق خواب عمیقی وجود داشته باشد.
هر خطایی که سزاوار عتابی باشدعفو فرما که تو را نیز صوابی باشد
هوش مصنوعی: هر اشتباهی که موجب سرزنش میشود، ببخش، زیرا تو نیز در موقعیت خوبی قرار میگیری.
اگر از گریهٔ غم آن بَرَد چشم مراهیچ غم نیست گرش پیش تو آبی باشد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از غم گریه کنم و این باعث شود که چشمانم خشک شود، برایم اهمیتی ندارد حتی اگر از تو دور باشم و باران ببارد.
پردهٔ ما بدرد فکر جنون تا که تو رابر مه از سلسلهٔ مشگ نقابی باشد
هوش مصنوعی: پردهٔ وجود ما برای فکر دیوانگی مناسب است، تا زمانی که تو بر روی ماه، در حالی که نقابی از موی مشکی بر چهره داری، ظاهر شوی.
گر نباشد خبر از محنت دوران چه عجبسر خوشی را که به کف جام شرابی باشد
هوش مصنوعی: اگر از سختیهای زندگی خبر نداشته باشیم، تعجبی ندارد که خوشیمان تنها به خاطر داشتن یک لیوان شراب باشد.
ای خیالی به خیالی شده ای قانع و آنهم به شرطی ست که در چشم تو خوابی باشد
هوش مصنوعی: تو در خیالات خود پروانهوار زندگی کردهای و این تنها به شرطی ممکن است که در چشمانت خواب یا آرزویی وجود داشته باشد.