شمارهٔ ۲۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و احساسات شاعر را در برابر او بیان میکند. شاعر به زلف معشوق اشاره میکند که قلب او را تحت تأثیر قرار داده و به تسخیر درآورده است. او از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دل و عقل خود صحبت میکند و به بادهنوشی و فراموشی دردهای عاشقانه دعوت مینماید. در پایان، به اهمیت لحظات خوب و خوشی که در کنار معشوق میگذرانند تأکید میکند.
هندوی زلف تو زآن حال مشوّش داردکه به تسخیر دلم نعل در آتش دارد
هوش مصنوعی: زلفهای تو به قدری عذابآور و گیجکننده هستند که قلبم را به آتش واداشته و تسخیر کردهاند.
با وجود قد دلجوی تو ای نخل مرادخویش را سرو سهی کیست که سرکش دارد
هوش مصنوعی: با وجود زیبایی و قامت دلنشین تو، ای نخل، کیست که بتواند بر سروی بلند و سرکش دست یابد؟
به وصالت که ندارد هوس باغ بهشتهرکه در خانه چو تو حور و پریوش دارد
هوش مصنوعی: هر کس که در خانهاش مثل تو زیبا و دلربا وجود دارد، حتی به فکر بهشت هم نمیافتد.
ساقیا بادهٔ بی غش ده و مدهوشم کنکه به سودازدگان عقل سرِ غش دارد
هوش مصنوعی: ای ساقی، شراب خالص به من بده و مرا مست کن، زیرا عقل افرادی که دچار عشق و جنون شدهاند، در حقه و دورویی است.
چو خیالی ز تو دارد طمع وقت خوشیخوش دلش کن که خدا وقت تو را خوش دارد
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو در هنگام خوشی به یاد تو باشد، او را شاد کن زیرا خداوند نیز در زمان خوشی تو را مورد محبت قرار میدهد.