شمارهٔ ۲۶۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و جذابیت معشوقی خاص صحبت میکند. شاعر به توصیف چهرهی زیبای معشوق میپردازد و میگوید که حتی بهشت نیز در برابر زیبایی او احساس کمبود میکند. همچنین، او به تاثیر نگاه او بر دیگران اشاره میکند و بیان میکند که در دور او همه مست و غرق در عشق هستند. شاعر در انتها از معشوق خواسته که به خاطر زیباییاش مشهور و نامی شود.
گر به رویت کنند نسبت حورجان من نسبتی ست دورادور
هوش مصنوعی: اگر به چهرهات بگویند که شبیه حوریان هستی، برای من این یک نسبت دور و نامحسوس است.
سرِ کویِ تو تا ندید، نشدباغ فردوس معترف به قصور
هوش مصنوعی: تا وقتی که به کوی تو نرفتم، بهشت هم به اشتباه از نقصهای خود حرفی نمیزد.
آن چنان شد ز رشک روی تو ماهکه نمانده ست در رخ او نور
هوش مصنوعی: چنان زیبا و دلربا هستی که حالا دیگر ماه هم در برابر زیبایی تو رنگ و نوری ندارد.
هرکسی چون به دور نرگس تومست جام غم است نامخمور
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی و ناز نرگس تو نگاه کند، مانند کسی است که در دنیای غم غوطهور شده و مست از آن است، اما نام او در این حالت به یاد نمیآید.
ما به سودای ابرویت آن بهکه نگیریم گوشهای و حضور
هوش مصنوعی: ما برای زیبایی چهرهات، ترجیح میدهیم که در کنار تو نباشیم و فقط به فکر تو باشیم.
ای خیالی ز ننگ میری بهکه به نام نکو شوی مشهور
هوش مصنوعی: ای خیال زیبا، از ننگ و عار دوری کن تا به نام نیکو شهرت پیدا کنی.