شمارهٔ ۲۸۸
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و لطافت معشوق اشاره دارد و احساسات شاعر را نسبت به او توصیف میکند. شاعر از زیبایی چشمان معشوق و میوهٔ لطیف جان و لب او صحبت میکند و در عین حال به نیکویی معشوق اشاره دارد که با وجود نیکی، گاهی به آنان بیمحلی میکند. او از معشوق میخواهد که از ناز و تنبلی دوری کند و نعمتهای بهشتی را از آنان دریغ نکند. در پایان نیز با اشاره به زیبایی قد معشوق، به پیچیدگی فهم و توصیف این زیباییها میپردازد.
ای ز چشمت چشم نرگس نسخهای امّا سقیموز لطافت میوهٔ جان و لبت سیب دو نیم
هوش مصنوعی: چشمان تو به زیبایی چشمان نرگس است، ولی حالتی بیمارگونه دارند. و از لطافت جان و لبهایت، مانند دو نیم سیب شیرین و دلپذیر به نظر میرسند.
ما به نیکی در تو میبینم و میبیند بصیرتو کرمها میکنی با ما و میداند کریم
هوش مصنوعی: من در تو خوبیها را مشاهده میکنم و تو هم با بصیرت خود، نیکیهای ما را درک میکنی. تو به ما مهربانی میکنی و کسی که بزرگوار است، این را میداند.
میزنی ای دُر به لعلش لاف و میگردی خجلتابه کی بیآبرویی میکنی ای نایتیم
هوش مصنوعی: تو به زیبایی و درخشندگی معشوق خود افتخار میکنی و در عین حال خجالت میکشی. تا کی ادامه میدهی به بیآبرو شدن؟ ای انسان بیهویت.
نعمت و ناز ای بهشتی رو مدار از ما دریغکاَهل جنّت را گزیری نیست از ناز و نعیم
هوش مصنوعی: ای بهشتی زیبا، نعمت و زیبایی خود را از ما دریغ نکن. زیرا کسانی که در بهشت هستند، هیچ گاه از نعمت و زیبایی خویش محروم نخواهند بود.
از خیالی پرس وصف سرو قدّش کاین حدیثراستی را در نیابد غیر طبع مستقیم
هوش مصنوعی: از کسی دربارهی زیبایی و قامت دلفریب یک سرو میپرسم، اما میدانم که هیچکس قادر به بیان حقیقت این زیبایی نیست جز خود طبیعت.