تناجی
رودکی سمرقندی

شمارهٔ ۵

گرفت خواهم زلفینِ عَنْبَرینِ تو رابه بوسه نقش‌ کنم برگِ یاسمینِ تو را
هر آن زمین که تو یک ره بر او قدم بنهیهزار سجده بَرَم خاکِ آن زمینِ تو را
هزار بوسه دهم بر سحای نامهٔ تواگر ببینم بر مُهرِ او، نگینِ تو را
به تیغِ هندی گو: دست من جدا بکننداگر بگیرم روزی من آستینِ تو را
اگرچه خامش مردم که شعر باید گفتزبانِ من به روی گردد آفرینِ تو را