شمارهٔ ۵
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به ابراز محبت و علاقه خود به معشوق میپردازد. او آرزو دارد که موهای معشوق را بگیرد و با بوسهای نقش یاسمن را بر آن ایجاد کند. هر جا که معشوق قدم بگذارد، شاعر به عبادت و سجده در آن خاک میپردازد. او میخواهد هزار بوسه بر نامهای که با مهر معشوق است بزند و اگر روزی بتواند به آستین معشوق دست بزند، حتی حاضر است دستش را جدا کنند. در نهایت، شاعر با وجود سکوت دیگران، به عاشقانهگویی ادامه میدهد و زبانش به ستایش معشوق میچرخد.
گرفت خواهم زلفینِ عَنْبَرینِ تو رابه بوسه نقش کنم برگِ یاسمینِ تو را
هوش مصنوعی: میخواهم با بوسههایت زلفهای خوشبویت را بگیرم و زیبایی گلهای یاس را در شکل تو به تصویر بکشم.
هر آن زمین که تو یک ره بر او قدم بنهیهزار سجده بَرَم خاکِ آن زمینِ تو را
هوش مصنوعی: هر جایی که تو یک بار روی آن قدم گذاشتی، من به خاطر آن خاک هزار بار سجده میکنم.
هزار بوسه دهم بر سحای نامهٔ تواگر ببینم بر مُهرِ او، نگینِ تو را
هوش مصنوعی: اگر بر روی نامهٔ تو مهر او را ببینم، هزار بوسه به سینهام میچسبانم و بر سحای نامهات مینهم.
به تیغِ هندی گو: دست من جدا بکننداگر بگیرم روزی من آستینِ تو را
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این احساس است که اگر روزی میسر شود که دستان او به آستین محبوبش برسد، حتی اگر لازم باشد با چاقوی هندی دستش را قطع کنند، باز هم ارزشش را دارد. در واقع، او نشان میدهد که عشق و وابستگیاش به محبوبش چقدر عمیق و ارزشمند است.
اگرچه خامش مردم که شعر باید گفتزبانِ من به روی گردد آفرینِ تو را
هوش مصنوعی: با وجود اینکه مردم خاموش هستند و نباید شعری گفته شود، زبان من همچنان به تمجید و ستایش تو خواهد پرداخت.