شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: این شعر به موقتی بودن زندگی و لزوم توجه به حقیقتها اشاره دارد. شاعر میگوید که نمیتوان دائماً در دنیا غرق لذتها و خوشیها بود، زیرا در نهایت همه ما به خاک سپرده میشویم. ارتباط با دیگران در این دنیا چه سودی دارد اگر در مرگ تنها باشیم؟ عشق و زیباییهای ظاهری نیز در نهایت نمیتوانند در برابر واقعیت مرگ و زوال مقاومت کنند. در پایان، شاعر تأکید میکند که عشق واقعی باید فراتر از ظاهر و مال دنیاست.
به سرای سپنج مهمان رادل نهادن همیشگی نه رواست
هوش مصنوعی: اقامت در جایی که باید موقتی باشد و گنجایش و شرایط آن برای زندگی دائمی مناسب نیست، نادرست و ناپسند است.
زیر خاک اندرونت باید خفتگرچه اکنونت خواب بر دیباست
هوش مصنوعی: اگرچه در حال حاضر زندگیات پر از تجملات و زیباییهاست، اما در نهایت باید زیر خاک خواب eternal خود را ببیند.
با کسان بودنت چه سود کند؟که به گور اندرون شدن تنهاست
هوش مصنوعی: در کنار دیگران بودن چه فایدهای دارد وقتی که در نهایت، در زندگی تنها به سمت مرگ میرویم؟
یار تو زیر خاک مور و مگسچشم بگشا، ببین: کنون پیداست
هوش مصنوعی: عزیزت در زیر خاک خوابیده است، زحمت بکش و چشمانت را باز کن تا ببینی که حالا همه چیز روشن است.
آن که زلفین و گیسویت پیراستگرچه دینار یا درمش بهاست
هوش مصنوعی: آن که موهای تو را با دقت و زیبایی آرایش کرده است، هرچند که ارزشش به اندازه دینار یا درهم باشد، اما با ارزشتر است.
چون ترا دید زردگونه شدهسرد گردد دلش، نه نابیناست
هوش مصنوعی: وقتی تو را میبیند، چهرهاش زرد میشود و دلش سرد میگردد، او نابینا نیست.