تناجی
رودکی سمرقندی

شمارهٔ ۱۸ - زمانه

زمانه پندی آزادوار داد مرازمانه چون نگری سر به سر همه پند است
به روزِ نیکِ کسان گفت: تا، تو غم نخوری!بسا کسا که به روزِ تو آرزومند است
زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاهکه‌را زبان نه به بند است، پای در بند است