شمارهٔ ۴۲
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به بیان احساسات خود میپردازد. او میگوید که وقتی کسی را معاینه میکند و حال او را میسنجد، خبری از راحتی و آگاهی ندارد. او سپر را به عنوان وسیله دفاعی برای خود به جلو میآورد، اما وقتی تیر قهر محبوب به قلبش میخورد، دیگر سپر هیچ سودی ندارد. به طور کلی، شعر به ناامیدی و یأس در برابر عشق و دردهایی که آن به همراه دارد، اشاره دارد.
مرا تو راحت جانی، معاینه، نه خبرکرا معاینه آید خبر چه سود کند؟
هوش مصنوعی: تو برای من آرامش روحی و روانی هستی. بررسی و نگاه کردن به حال من فایدهای ندارد، چون هیچکس از حال من باخبر نیست. پس این بررسی چه نفعی دارد؟
سپر به پیش کشیدم خدنگ قهر تراچو تیر بر جگر آید سپر چه سود کند؟
هوش مصنوعی: من در برابر قهر تو سپر را به جلو گرفتم اما وقتی تیر قهرت به قلبم مینشیند، سپر چه دردی را درمان میکند؟