شمارهٔ ۵۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و شور و هیجان سخن میگوید و به معشوق خود اشاره میکند. او به خوشبختی و نعمتهایی که اکنون در اختیار دارد، اشاره کرده و از حالتی که مانند یک شمن شیفته است، توضیح میدهد. شاعر به تغییرات زندگی و ناامنیهای ممکن اشاره میکند و از دیواری که ممکن است فرو بریزد یاد میکند. همچنین به یادآوری خاطرات و رفتارهای گذشته دعوت میکند، حتی اگر معشوق فراموش کرده باشد، او را به یادآوری میخواند. به طور کلی، شعر درباره عشق، پویایی زندگی و اهمیت یادآوری گذشتههاست.
ای عاشق دل داده بدین جای سپنجیهمچون شمنی شیفته بر صورت فرخار
هوش مصنوعی: ای عاشق دلی که در این مکان قرار گرفته، همچون مجذوبی که به زیبایی چهره معشوق خیره شدهاست.
امروز به اقبال تو، ای میر خراسانهم نعمت و هم روی نکو دارم و سیار
هوش مصنوعی: امروز به لطف و شانس تو، ای فرمانده خراسان، هم نعمتهای فراوانی دارم و هم چهرهای زیبا و دلنشین.
درواز و دریواز فرو گشت و بر آمدبیمست که یکبار، فرود آید دیوار
هوش مصنوعی: دیوار و دروازه خراب شد و دوباره برپا شد. بیم آن میرود که دیوار یک بار دیگر پایین بیفتد.
دیوار کهن گشته بپرداز بادیزیک روز همه پست شود، رنجش بگذار
هوش مصنوعی: دیوار قدیمی به خاطر وزش بادها فرسوده شده است، روزی تمام آن ضعیف میشود، حالا جای نگرانی نیست.
آن خجش ز گردنش درآویخته گوییخیکیست پر از باد، درو ریخته از بار
هوش مصنوعی: او شرم و خجالتش را به گردن آویخته، مانند کیسهای پر از باد است که بر اثر سنگینیاش پر شده و حالا از آن پر شده میبارد.
آن کن که درین وقت همی کردی هر سالخز پوش و به کاشانه رو از صُفه و فروار
هوش مصنوعی: در این زمان همانی را انجام بده که هر سال انجام میدادی؛ لباس گرم بپوش و به خانهات برو، از بالای صفه (سکو) پایین بیا.
یاد آری و دانی که تویی زیرک و نادانور یاد نداری تو سگالش کن و یاد آر
هوش مصنوعی: اگر به یاد داشته باشی و بدانی، تو هم عاقل و هم نادان هستی. اما اگر به یاد نیاوری، آن را دوباره به خود یادآوری کن و به خاطر بسپار.