شمارهٔ ۸۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خیانت یا جدایی سخن میگوید. او به شخصی که در زندگیاش بوده اشاره میکند و میگوید که به خاطر رفتار خود او، گناهش را به دوش او میاندازد. شاعر احساس درد و اندوه دارد و خانهای که زمانی با محبت ساخته بودند، اکنون خالی و بیروح شده است. همچنین ابراز تعجب میکند که چگونه با وجود گریه و درد، هنوز میتواند بخندد. این تناقض در احساسات نشاندهنده پیچیدگی وضعیت عاطفی اوست.
چون گُسی کردمت به دستک خویشگنه خویش بر تو افگندم
هوش مصنوعی: وقتی تو را به دست خودم گرفتار کردم، گناه خودم را بر سر تو گذاشتم.
خانه از روی تو تهی کردمدیده از خون دل بیاگندم
هوش مصنوعی: من نگاه خود را از روی تو گرفتهام و دل پر از غم خود را به جای تو، خانه کردهام.
عجب آید مرا ز کردهٔ خویشکز در گریهام، همی خندم
هوش مصنوعی: نمیتوانم از رفتار خودم تعجب نکنم، زیرا در حالی که در حال گریه هستم، باز هم میخندم.