تناجی
رودکی سمرقندی

شمارهٔ ۱۲۸

دل تنگ مدار ای مَلَک از کار خداییآرام و طرب را مده از طبع جدایی
صد بار فتاده‌ست چنین هر ملکی راآخر برسیدند به هر کامروایی
آن کس که ترا دید و ترا بیند در جنگداند که تو با شیر به شمشیر درآیی
این کار سمایی بد، نه قوّت انسانکس را نبود قوت به کار سمایی
آنان که گرفتار شدند از سپه تواز بند به شمشیر تو یابند رهایی