شمارهٔ ۱۲۷
هوش مصنوعی: این شعری است که به موضوع لذت و سرمستی، به ویژه در ایام عید و شادی اشاره دارد. شاعر از خوانندگان میخواهد که از می و معشوق لذت ببرند و به افکار بدخواه و نگرانیها اهمیت ندهند. او زیبایی و ارزش شخصیتی که به رغم مشکلات و بدبینیها وجود دارد، مدنظر قرار میدهد و بر روی عشق و زیبایی تأکید میکند. در نهایت، به مفهوم تقدیر و سرنوشت و نابرابری که ممکن است در جامعه وجود داشته باشد، اشاره میکند.
ای بر همه میران جهان یافته شاهیمیْ خور، که بد اندیش چنان شد که تو خواهی
هوش مصنوعی: ای کسی که در میان همه انسانها مقام رفیعی پیدا کردهای، از زندگی لذت ببر و بنوش، چون آن که بداندیش است، سرنوشتش به گونهای رقم خورده که تو آرزو میکنی.
میْ خواه، که بدخواه به کام دل تو گشتوز بخت بد اندیش تو آورد تباهی
هوش مصنوعی: خواستت را داشته باش، چرا که کسی که به تو بدی کرده، به خواستهات رسیده است و از بدشانسی تو، او به نابودی تو کمک کرده است.
شد روزه و تسبیح و تراویح به یک جایعید آمد و آمد می و معشوق و مَلاهی
هوش مصنوعی: در روز عید، وقتی که زمان روزهداری، ذکر گفتن و نماز شب به پایان میرسد، خوشحالی و شادی به همراه شراب، محبوب و سرگرمیها وارد زندگی میشود.
چون ماه همی جُست شب عید همه خلقمن روی تو جُستم، که مرا شاهی و ماهی
هوش مصنوعی: در شب عید، وقتی که ماه در آسمان میدرخشد، همه مردم به دنبال دیدن چهرهی تو هستند، زیرا تو برای من همچون یک پادشاه و ماه زیبا هستی.
مه گاه بر افزون بوَد و گاه به کاهشدایم تو بر افزون بوی و هیچ نکاهی
هوش مصنوعی: ماه گاهی در حال افزایش است و گاهی در حال کاهش، اما تو همیشه در حال رشد و پیشرفت هستی و هیچ توجهی به این تغییرات نداری.
میری به تو محکم شد و شاهی به تو خرمبر خیره ندادند ترا میری و شاهی
هوش مصنوعی: به تو قدرتی دادند که از آن بهرهمند شوی و هرگز به تو کماحترامی نشده است. تو هم در مقام خود، به خوبی و با شکوه قرار داری.
خورشید روان باشی، چون از بر رخشیدریای روان باشی، چون از بر گاهی
هوش مصنوعی: تو مانند خورشید با زندگی و انرژی خود بدرخشی، و همچون دریایی زنده و متحرک هستی که در کنار دیگران حاضر میشوی.
آنها که همه میل سوی ملک تو کردنداینک بنهادند سر از تافته راهی
هوش مصنوعی: آنهایی که تمام توجه و علاقهشان به ملک و سلطنت تو بود، اکنون زانوی خود را بر زمین گذارده و به راهی جدید رو آوردهاند.
دام طمع از ماهی در آب فگندندنه مرد به جای آمد و نه دام و نه ماهی
هوش مصنوعی: در دام طمعی که برای صید ماهی در آب گذاشتهاند، نه کسی به آن دام نزدیک شد و نه دام و نه ماهی به جا ماندند.
مهتر نشود، گرچه قوی گردد، کهترگاهی نشود، گرچه هنر دارد، چاهی
آدم کوچک به بزرگی نمیرسد، هرچند قوی شود. چاهکن، هرچند هنر داشته باشد، شایسته تخت نیست.