شمارهٔ ۶۶
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. شاعر از سایهی محبوب سخن میگوید که مانند درخت سرو به دنبال او آمده است و از نرگسهای موجود در دستار او یاد میکند. شاعر همچنین به حال مجنون اشاره میکند که نمیتواند از عشق خود فرار کند و به زنجیر عشق اسیر شده است. او عهد میکند اگر به کوی معشوق برود، سرمهی چشمانش را به یاد دیوارهای برافراشته کند. اشارهای نیز به واقعیتهای کهن دارد و میگوید که اگر حقیقت عشق شیخ را آگاه کند، تسبیح او به تار زناشویی متصل خواهد شد. در نهایت، شاعر قیمت خاکی را که در آن عشق او وجود دارد، ارج مینهد و میگوید که خاک به خاطر این عشق گرانبهاست.
سرو چون سایه ز پی آمده رفتار ترانرگس زن شده گل، گوشه ی دستار ترا
هوش مصنوعی: سرو مانند سایه به دنبالت آمده است و نرگس که نماد زیبایی است، به خاطر تو به زینت گل تبدیل شده و در گوشهی دستارت خود را نشان داده است.
پای مجنون تو در سلسله کی بند شودطوق و زنجیر رکاب است طلبکار ترا
هوش مصنوعی: پاهای مجنون (عشق) تو هیچ گاه به زنجیر و طوقی بند نخواهد شد، زیرا تو خود طلبکار و خواهان آنهایی هستی که در این مسیر هستند.
عهد کردم که گر این بار به کوی تو رسمسرمه ی دیده کنم سایه ی دیوار ترا
هوش مصنوعی: عهد کردم که اگر این بار به خیابانت بیایم، اشکهایم را به عنوان سرمه برچشمم بکشم و سایهی دیوار تو را تماشا کنم.
ای برهمن، شود از صدق تو گر شیخ آگاهتار تسبیح کند رشته ی زنار ترا
هوش مصنوعی: ای برهمن، اگر صداقت تو به شیخ برسد، او همانند تسبیح، زنجیر زنار تو را به چنگ خواهد گرفت.
قیمت خاک ز جنس تو بود بیش سلیمخاک بادا به سر این رونق بازار ترا
هوش مصنوعی: قیمت خاک تو از جنس تو بیشتر است، سلیم! امیدوارم خاک باشد بر سر این رونق بازار تو.