شمارهٔ ۵۱۳
هوش مصنوعی: این شعر به نقد خودپرستی و خداشناسی نادرست پرداخته و به وضعیت ریاکاران اشاره میکند. شاعر به زندگی گرفتار انسانها در دنیای مادی و مشکلات آنها اشاره دارد و همچنین به ناامیدی و فلاکت عمومی میپردازد. او از دشواریهای زندگی و مرگ میگوید و به این نکته میپردازد که آرامشی در زندگی و مرگ وجود ندارد. در نهایت، شاعر از تیرهبختی مردم و عدم توانایی در رهایی از این مشکلات سخن میگوید.
خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسندبر دل خسته ی مرهم طلبان الماسند
هوش مصنوعی: خودپرستان مانند بتها هستند و خدا را نمیشناسند. بر دلهای خسته و دردمند، مانند الماس میدرخشند.
بود آلوده تن اهل ریا چون ماهیغوطه زن گرچه به دریا همه از وسواسند
هوش مصنوعی: تن افرادی که به ریا و تظاهر مشغولند، مانند ماهیانی است که در آب شنا میکنند؛ هرچند که همه آنها به خاطر وسواس خود در دریا به سر میبرند.
چیست در قید فلک حال خلایق، دانی؟مور چندی که گرفتار طلسم طاسند
هوش مصنوعی: در چه وضعیتی است حال انسانها در این جهان، آیا میدانی؟ مانند موری که مدتی در دام طلسم یک ظرف قرار دارد.
راحتی نیست چه در مرگ و چه در هستی ماکفن و جامه همه از سر یک کرباسند
هوش مصنوعی: در زندگی و مرگ هیچ آرامشی وجود ندارد، زیرا همه ما از یک ماده ساخته شدهایم و سرنوشتمان یکسان است.
سوی ایران نتوانم روم از هند، سلیمتیره بختان همه جا در گرو افلاسند
هوش مصنوعی: نمیتوانم از هند به ایران بروم، زیرا همه افراد بدشانس در هر جا گرفتار فقر و تنگدستی هستند.