شمارهٔ ۷۰۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احوال خضر در کوی خود اشاره میکند و میگوید که وضعیت او به شدت وخیم است. همچنین به معجزات عیسی و رازهای نهفتهای که در آنها وجود دارد، اشاره میکند و نگران این است که این معجزات فاش نشود. شاعر در ادامه به زیبایی و شگفتیهای طبیعت اشاره میکند و میپرسد که چرا آهو در آفتاب خوابیده است. او همچنین به قدرت و همت خود در مقابله با دشمنان اشاره میکند و میگوید که در این دنیا کسی ندیده است که شیشهی او با سنگی شکسته شود. کلّیّت شعر به جستجوی حقیقت و زیباییها و همچنین مبارزه با سختیها و مشکلات اشاره دارد.
خبر بگیر ز احوال خضر در کویشکه آب تیغ رسیده ست تا به زانویش
هوش مصنوعی: خبر بگیر از وضعیت خضر در کوچهات، چون آب به قدری بالا آمده که به زانویش رسیده است.
حدیث معجز عیسی که راز پنهان استمباد گل کند از غنچه ی سخنگویش
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که داستان و معجزه عیسی (ع)، که خود حاوی نکات عمیق و پنهانی است، نباید به سادگی از زبان کسی بازگو شود؛ زیرا ممکن است این رازها و معانی عمیق در اثر گفتههایشان به سادگی از بین بروند یا نادیده گرفته شوند.
به نوبهار رخ او اگرنه بیمار استدر آفتاب چرا خفته است آهویش
هوش مصنوعی: در بهار، اگر چهره او بیمار نیست، چرا آهو در آفتاب خوابش برده است؟
به دفع خصم، همین همت است اسبابمبود فلاخن مرد برهنه، بازویش
هوش مصنوعی: برای مقابله با دشمن، همین اراده است که برای من ابزار میشود؛ مثل فلاخنِ مردی که برهنه است و تنها بازویش را دارد.
سلیم شیشه ی ما را درین جهان خرابکسی ندید که سنگی نزد به پهلویش
هوش مصنوعی: در این دنیا، هیچکس شیشهی ما را نشکسته است مگر اینکه خود به آن ضربهای زده باشد.