شمارهٔ ۷۰۵
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی نصیحت و توصیه به فردی است که دچار احساس ضعف و حقارت شده است. شاعر به او میگوید که از بیلیاقتی خود شرمنده نباشد و نباید تحت تأثیر دشمنانش دلسرد شود. او را به این نکته متوجه میسازد که نباید به خاطر مشکلات خود مانند خاک زیر پا بیفتد. همچنین به او توصیه میکند که از فرصتهای زندگی بهرهمند شود و در جستجوی ناملایمات دیگران نباشد. در نهایت، شاعر از او میخواهد که مانند یک پادشاه با بزرگواری و رحمت رفتار کند و از شکستها و ناامیدیها بیاموزد، بدون اینکه دلسرد شود.
از روی دل ز عاجزی خود خجل مباشپامال خصم خویش چو خون بحل مباش
هوش مصنوعی: از روی دل و به خاطر ناتوانیات شرمنده نباش. مانند خون که بر زمین میریزد، خودت را زیر پا نگذار و اجازه نده که دشمن انتقام بگیرد.
همچون غبار، گاه برانگیز خویش راافتاده زیر پا چو زمین متصل مباش
هوش مصنوعی: همچون غبار، گاهی به خود بیای و خودت را از زیر پا به زمین نینداز. به حالت پایینی و ناامیدی دچار نشو.
دامان روزگار فراخ است، می بنوششاید گشایشی رسدت، تنگدل مباش
هوش مصنوعی: زندگی پر فرصت است، از لحظات آن بهره ببر و خوشیها را تجربه کن، زیرا ممکن است به بهبودی و تحولاتی در زندگیات منجر شود. دلت را تنگ نگهدار؛ از زندگی لذت ببر.
هرگز مباش در پی لغزیدن کسیتا خاک راه خلق توان بود، گل مباش
هوش مصنوعی: هرگز دنبال اشتباهات دیگران نرو، چون ممکن است در زندگی مردم اثر منفی بگذاری. سعی کن به جای آن، راهی پر از زیبایی و محبت باش.
رحمی به مور خسته کن ای پادشاه حسنجم باش و همچو خاتم جم سنگدل مباش
هوش مصنوعی: ای پادشاه، به مورچهی خسته رحم کن و مانند خاتم جم، سنگدل و بیرحم نباش.
از شکوه ای که کردی ازان بی وفا سلیماو منفعل نگشت، تو هم منفعل مباش
هوش مصنوعی: از فخر و بزرگی که به خاطر بی وفایی او نشان دادی، سلیم او تحت تاثیر قرار نگرفت، پس تو هم تحت تاثیر قرار نگیر.