شمارهٔ ۸۹۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به درخواست از دل و احساساتش میپردازد. او از دل میخواهد که به آزار و رنجش دیگران توجه نکند و حتی اگر در آتش عشق سوخت، ناامید نشود. او معتقد است که فیض و زیبایی از دوستیها و ارتباطات به وجود میآید و دل باید همچون آینهای صاف و بیزنگار باشد. او به خورشید (که نماد زیبایی و تابش است) میگوید که نباید از حسادت دیگران رنجیده خاطر شود و به کوچهاش نرود. در نهایت، شاعر اشاره به گلزار و زیبایی زندگی دارد و درخواست میکند که آرامش و عافیت را در بیخیالی و سادگی جستجو کند.
رو به آزار دل خصم دل آزار منهگر همه شعله شوی، پا به سر خار منه
هوش مصنوعی: به کسی که به ما آسیب میزند، آسیب نزن؛ حتی اگر به شدت آزردهخاطر شوی، به او اجازه نده که به تو آسیب برسد.
پرتو فیض کی از صحبت هرکس خیزدسینه چون آینه بر سبزه ی زنگار منه
هوش مصنوعی: اگر از هر کسی بهره بگیری، به خاطر داشته باش که سینهات مثل آینهای باشد که فقط زیباییها را به نمایش بگذارد و به کثیفیها و زنگارها توجه نکند.
مردم از رشک تو، بیمار نه ای، ای خورشیدمگذر از کوچه ی او، پشت به دیوار منه
هوش مصنوعی: مردم به خاطر زیبایی و درخشش تو حسرت میخورند. ای خورشید، از کنار خانهی او عبور نکن و پشت به دیوار نکن.
موج گل در ره دیوانه بود دام جنونای دل از من بشنو، پای به گلزار منه
هوش مصنوعی: موج گل در حال بازی و سر و صداست و دل دیوانه است. ای دل، به حرف من توجه کن و پا به گلزار نگذار.
عافیت می طلبی، بی سر و پا باش سلیمسر درین باغ چو گل بر سر دستار منه
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آرامش و راحتی هستی، باید خود را بیسر و پا و بیدغدغه نشان دهی. در این دنیا مانند گلی در باغ باش که روی دست کسی نیست و احساس آزادی و بیقیدی کن.