شمارهٔ ۴۶ - طلب کلاه
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده با آسمان سخن میگوید و از او در مورد سر برهنهاش سوال میکند. آسمان به او میگوید که او که تحت سوگند چرخ (سرنوشت) است، چرا سر خود را بدون کلاه نمایش میدهد. گوینده به آسمان پاسخ میدهد که داشتن کلاه (سرفرازی) از او نمیخواهد، چون این به او و طبیعتش مربوط نمیشود و بر خود نمیپسندد که به سر منت سپهر (آسمان) معتقد باشد. او تصریح میکند که اگر بخواهد، میتواند کلاهی بگیرد، اما ارزش واقعی را در سرفرازی میبیند.
شب خرد دید سربرهنه مراگفت ای از تو پشت معنی راست
هوش مصنوعی: در شب، خرد به من اشاره کرد و گفت: "ای کسی که معنا را به شکلی درست به دوش میکشی و در آن پنهان هستی، به خودت خوب توجه کن."
تو که سوگند چرخ بر سر توستسر برهنه چرایی، این چه اداست
هوش مصنوعی: تو که تحت تأثیر چرخ روزگار هستی و سرگرمیهای آن را میبینی، چرا اینگونه با بیخیالی رفتار میکنی؟ این چه وضعی است؟
آسمان تاج آفتاب آردگر کلاهی ازو کنی درخواست
هوش مصنوعی: اگر از آسمان بخواهی که تاجی از نور خورشید برای تو بیاورد، مانند درخواستی از اوست که الهام و زیبایی را به تو هدیه میدهد.
گفتم ای پیر، طفل طبع مراکی به سر منت سپهر رواست
هوش مصنوعی: به پیر دانا گفتم: آیا زمان آن فرا رسیده است که کودک احساسات من به سرنوشت آسمان اعتماد کند و در انتظار رحمت و مهربانی آن باشد؟
می فرستد کلاهی ار خواهمسرفرازی که صاحب سرهاست
هوش مصنوعی: اگر من بخواهم احساس بزرگی و سربلندی داشته باشم، او برایم کلاهی میفرستد، چرا که او صاحب و صاحبجایگاههاست.