شمارهٔ ۹۲
هوش مصنوعی: شاعر از دلتنگی و غم ناشی از دریا سخن میگوید و میگوید صدای آب برایش خوشایند نیست. او در سفر به دریا یاد معشوقش میافتد و به این اشاره میکند که اگر موج دریا او را در کنار معشوقش میبرد، وضعیتش بهتر بود.
از شورش دریاست دلم غمخورکیخوش نیست صدای آب جز شرشرکی
هوش مصنوعی: دل من از طغیان دریا ناراحت و غمگین است، و صدای آب فقط یک صدای آرام و بیاهمیت است.
بار سفرم کجا به کشتی بودیچون موج مرا بودی اگر اشترکی
هوش مصنوعی: من کجا میتوانم بار سفرم را به کشتی بگذارم، چون تو مانند موجی بودی که مرا به شدت تحت تأثیر قرار میدهد، اگرچه من از تو دور شدهام.