شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و درد شاعر است. او از شراب و لذتهای آن بینیاز است و تنها درد عشق را تجربه میکند. در جستجوی همدمی است که بیمنتظر به سراغش بیاید و در این بین، به زیبایی معشوق و جذابیت او اشاره میکند که همچون خورشید و ماه بر دلش سایه میافکند. شاعر به مقایسه وضع خود با درویشها و برتری مقام رقیب میپردازد و نشان میدهد که احساسات عمیق او ارزش بیشتری دارد. او در نهایت به آرزوی روشن شدن چراغ جانش بعد از مرگ اشاره میکند، امید به ملاقات با معشوق در آن دنیا.
کام از می لعلم مده کز می خمار آید مرامن عاشق درد توام درمان چه کار آید مرا
هوش مصنوعی: از شراب علم خوشی نبر، زیرا برای من فقط مستی به ارمغان میآورد. من عاشق درد تو هستم، پس درمان چه فایدهای برایم دارد؟
در انتظار همدمان جانم شد و غیر از اجلکو همدمی کز در درون بی انتظار آید مرا
هوش مصنوعی: من مدتهاست در انتظار یارانی هستم و تنها چیزی که به سراغم میآید، مرگ است. هیچ کس دیگری نیست که بدون دعوت و انتظار، در زندگیام وارد شود.
حسن تو ای رشک ملک آن جلوه بر من کرده استکز دیدن خورشید و مه بر دل غبار آید مرا
هوش مصنوعی: زیبایی تو، ای که باعث حسرت پادشاهان هستی، چنان در دل من تأثیر گذاشته که دیگر دیدن خورشید و ماه هم نتواند بر دل من جلایی ببخشد.
گر بر کنار من روان صد جوی باشد ز آب چشمسرو روانی همچو تو کی در کنار آید مرا
هوش مصنوعی: اگر صدها جوی آب از اشک در کنار من باشد، با این حال، هیچ گلی مانند تو نمیتواند در کنار من بیاید.
هان ای رقیب محتشم فخر تو از جاه است و مندرویش سلطان مشربم فخر تو عار آید مرا
هوش مصنوعی: ای رقیب باوقار، تو به خاطر مقام و جایگاهت به خود میبالایی، اما من به عنوان یک درویش که راه و روش خاصی دارم، از این بالیدن تو احساس شرمندگی میکنم.
مرغ شب آهنگ غمم دور از خسان باشم چو گلگل چون بدست خس فتد در دیده خار آید مرا
هوش مصنوعی: من همچون مرغی در شب، با غمهای خودم دور از آدمهای سستعنصر زندگی میکنم؛ وقتی که گلها زیر پای خس و خاشاک قرار میگیرند، برای من مثل خار بر پوست مینشیند.
اهلی چراغ جان من بار دگر روشن شودآن شمع اگر بعد از اجل سوی مزار آید مرا
هوش مصنوعی: ای دل، اگر آن شمعی که نور جانم است دوباره روشن شود، در آن صورت بعد از مرگم به سمت مزارم خواهد آمد.