شمارهٔ ۵۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوعاتی چون ملامت، عشق و پاکی دامن اشاره میکند. او میگوید پس از مرگ، نیکیهایمان مشخص میشود و اگر در زندگی به ملامت گرفتار شدهایم، این نشان میدهد که ما از سببی بیسببی رنج میبریم. در ادامه، شاعر به عشق و احساساتی که به محبوبش دارد اشاره میکند و از او میخواهد که به زیبایی و خوی خوبش جواب محبت او را بدهد. همچنین به پاکی و پاکدامنی خود اشاره میکند و در نهایت سیاست دروغگویی را مورد انتقاد قرار میدهد که در برابر محبت و مهر واقعی، قابل قبول نیست.
پس از اجل به که روشن شود نکویی ماگر استخوان ننماید سفید رویی ما
هوش مصنوعی: بعد از مرگ، بهتر است که خوبیهای ما به وضوح نمایان شود، حتی اگر جسم ما نتواند نشانهای از زیبایی به نمایش بگذارد.
کنون که سنگ ملامت رسید دانستمکه خالی از سببی نیست بیسبویی ما
هوش مصنوعی: حال که انتقادات و سرزنشها به من رسیده است، فهمیدم که ما بدون هیچ دلیلی در این وضعیت ناامید و بیهدف هستیم.
اگر شدیم چو مجنون فتیله موی ز عشقچراغ شوق فروزد فتیله مویی ما
هوش مصنوعی: اگر ما نیز به جنون عاشقانه دچار شویم، آن وقت ریشه عشق میتواند شمع شوق ما را روشن کند.
تو خوی و بوی که ای آهوی ختن داریکه رام ما نشوی با فرشته خویی ما
هوش مصنوعی: تو همانند آهوی ختن هستی که زیبایی و لطافت خاصی داری، اما چرا نمیتوانی تحت تاثیر عشق ما قرار بگیری و به محبت ما پاسخ مثبت بدهی؟
نشان پاکی دامن همین بود ای شیخکه گریه دست ندارد ز خرقه شویی ما
هوش مصنوعی: نشانهی پاکی انسانیت همین است، ای عارف، که اشکها از دل پاک میجوشند و نیاز به لباس و ظاهر ندارند.
ستوده ایم چو اهلی تو را به مهر ای سروبود که راست شود این دروغگویی ما
هوش مصنوعی: ما تو را به خاطر محبتت ستایش کردهایم، ای سرو، تا شاید این دروغی که ما گفتهایم، راست و درست شود.