شمارهٔ ۸۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد فراق است. شاعر از بوی محبوبش یاد میکند که دلش را زنده میکند و به معجزهای شبیه میکند. او به تکرار رفتن و آمدن محبوب اشاره دارد و این وضعیت را بلا میداند. شاعر شخص محبوبش را با زیباییهای طبیعی مانند سرو و آیینه مقایسه میکند و میگوید اگرچه خود در شرایط سختی است، اما محبوبش درخشان و سرشار از نور است. در انتها، او از درد جدایی و دعای شبانهاش برای رسیدن به محبوب یاد میکند و میگوید که هر آنچه از سختیها میکشد، به خاطر عشق اوست.
باز از بویت دل پژمرده در نشوو نماستمعجز عیسا که می گویند بوی آشناست
هوش مصنوعی: بوی تو باعث زنده شدن دل پژمردهام میشود، همچون معجزهای که در مورد عیسا میگویند و بوی آشنایی دارد.
مردم از این رفتن و باز آمدن بنشین دمیکان چنین بالا به هر شکلی که می بینم بلاست
هوش مصنوعی: مردم به خاطر اینکه مدام در حال رفت و آمد هستند، کمی بیاندیشید، زیرا این وضعیت به هر شکلی که مشاهده میکنم، دشوار و مصیبتبار است.
گر قدت سروست گلشن جنت بودور رخت آیینه است آیینه گیتی نماست
هوش مصنوعی: اگر قامت تو همچون سرو است و زیباییات مانند گلهای بهشت، چهرهات همچون آینهای است که تصویر جهان را به نمایش میگذارد.
تیره بختم یار از آن یک ذره با من تیره استورنه آن خورشید با ذرات عالم در صفاست
هوش مصنوعی: سرنوشت بدی دارم، چون کوچکترین ذرهای از آن یار با من در تیرگیام شریک است. در حالی که آن خورشید با تمام ذرات عالم در درخشش و نورانیست.
گر وفایی می کنی ما را مکش از جور خویشکانچه پیش دیگران جورست پیش ما وفاست
هوش مصنوعی: اگر به ما وفا میکنی، ما را از ظلم و ستم خود نرنجان زیرا آنچه که برای دیگران بدی به حساب میآید، برای ما مثل وفا خواهد بود.
کوی تو شب تا به روز از برق آهی روشن استروشن است ای شمع من کین روشنایی از کجاست
هوش مصنوعی: کوچه و خیابان تو از صبح تا شب به خاطر اشکهایم نورانی است. ای شمع زندگیام، این نور از کجا به وجود آمده است؟
خسته تیغ بلا نا کشتنش از رحم نیسترحمتی گرمی کنی تیغی بزن کامش رواست
هوش مصنوعی: اگر از دلسوزی و مهربانی خود کم نکنید، میتوانید با تندی و قاطعیت عمل کنید و نتیجهای شایسته به دست آورید. اگرچه ظاهراً سختی و درد وجود دارد، اما درون این سختیها ممکن است خیر و برکت hidden باشد.
خاک کویترا بآب چشم خود گل کرده امگر کسی آنجا فتد عیب تو نبود جرم ماست
هوش مصنوعی: من با اشکهای خود خاک کوی تو را گل کردهام؛ اگر کسی به آنجا بیفتد، تقصیر تو نیست و این گناه ماست.
از خیال طاق ابرویت که محراب دل استاهلی سرگشته روز و شب به محراب دعاست
هوش مصنوعی: از تصور قوس زیبای ابروی تو که مکان دل من است، عارف سرگردان شب و روز در حال دعا و نیایش است.