شمارهٔ ۱۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و ارادت به معشوق پرداخته است. شاعر در بت پرستی خود، معشوق را به عنوان یک بت روحانی میبیند و سجده شکر او را به خاطر این نعمت میکند. او از غم و دوری معشوق سخن میگوید و میگوید که بدون او زندگیاش مانند شب تاریک است. همچنین به نادانی کسانی اشاره میکند که در مورد عشق و معشوق اطلاعات کافی ندارند. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که دنیا و ظواهر آن ناپایدار و ویران است و تنها عشق میتواند دل را آباد کند. او در راه وصف معشوق، حتی اگر به ویرانی برسد، پایدار است.
در بت پرستی قبله ام چون آن بت روحانی استدر سجده شکر حقم کاین دولتم ارزانی است
هوش مصنوعی: در پرستش بت، قبلهام به مانند آن بت روحانی است و در سجده شکرگزاری خود به حق، این نعمت را که دارم برایم گرانبها میدانم.
دلدار اگر جوری کند از غایت یاری بودجور بتان بر عاشقان دلداری پنهانی است
هوش مصنوعی: اگر معشوق به گونهای رفتار کند که نشانهای از حمایت و محبتش باشد، این رفتار در واقع نوعی عشق و توجه پنهانی است که از جانب او به عاشقان منتقل میشود. در اینجا عشق و توجه او حتی ممکن است با تفاوتهایی همراه باشد، اما همچنان برای عاشقان دلگرمکننده است.
من بی رخ روحانیش در ظلمت غم چون زیمجایی که روز روشنم بی او شب ظلمانی است
هوش مصنوعی: من بدون چهرهی روحانی او در تاریکی غم زندگی میکنم و جایی که روز روشن است، اما نبود او برایم همانند شب تاریک است.
لب بسته شد هرکس که او دانا شد از علم نظرغوغای بحث مدعی از غایت نادانی است
هوش مصنوعی: هر کس که به دانش و علم واقعی دست پیدا کند، زبانش بسته میشود و دیگر در بحثها شرکت نمیکند. چرا که جدل و بحثهای مدعیان ناشی از نادانی آنهاست.
از ملک عالم در گذر آباد کن دل را به عشقکاین ملکش از روز ازل بنیاد بر ویرانی است
هوش مصنوعی: از دنیای مادی دل را رهایی بخش و آن را به عشق پر کن، چرا که این دنیا از دیرباز بر ویرانی ساخته شده است.
اهلی براه وصف او تا می توانی پامنهصد سال اگر این ره روی آخر قدم ویرانی است
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانی در وصف او تلاش کن و بنویس، اما بدان که اگر در این مسیر ادامه دهی، در پایان به ویرانی خواهی رسید، حتی اگر صد سال بگذرد.