شمارهٔ ۱۲۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تفاوتهای عقل و عشق اشاره میکند و میگوید که عقل نمیتواند در مسیری که عشق قرار دارد، سازنده باشد؛ چرا که عشق همه چیز را ویران میکند. او همچنین از حسادتهای درونی و تأثیرات عشق بر قلب و دلبستگیهایش سخن میگوید. شاعر به معشوقش که شبیه یوسف است، هشدار میدهد که به زیباییهای دیگران توجه نکند، زیرا این عشق او را خوار کرده است. در پایان هم به رویهی غافلانهای از زندگی اشاره میکند که ممکن است به دام مصائب و فتنهها بیفتد.
به عقل در ره عشق تو خانه نتوان ساختکه هرچه عقل بنا کرد عشق ویران ساخت
هوش مصنوعی: عقل نمیتواند در مسیر عشق، پایهای محکم بسازد؛ زیرا هرچه با عقل ساخته شود، عشق به راحتی آن را خراب میکند.
فرشته بر دل جمع منش حسد بودیرخت به زلف پریشان مرا پریشان ساخت
هوش مصنوعی: فرشته بر دل جمع حسد داشت و به همین علت، زیباییهای من را به هم ریخت و زندگیام را دچار آشفتگی کرد.
بدست فتنه گریبان من از آن شوخستکه اشک لعل مرا تکمه گریبان ساخت
هوش مصنوعی: فتنهای باعث شده که من از آن شوخی و ناز بیدار شوم، به طوری که اشکهای قرمز من مانند دکمهای بر یقهام جلوهگر شدهاند.
عزیز من به سهی قامتان یوسف رخنظر مکن که مرا خوار عشق ایشان ساخت
هوش مصنوعی: دوست من، به زیباییهای یوسفگونهی این قامتهای برازنده نگاه نکن، چون عشق به آنها باعث خوار شدن من شده است.
چو کبک مست مرو غافلانه ره اهلیکه دام حادثه صیاد فتنه پنهان ساخت
هوش مصنوعی: ای مانند کبک در حال مستی، بیخبر از خطراتی که در راه زندگی وجود دارد، به سمت آرامش و رفاه نرو، زیرا دام مشکلات و فتنههای پنهان در انتظار توست.