شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و魅力 محبوب میپردازد. شاعر از خشم و ناز محبوب نمیهراسد و حتی از جفای او نیز استقبال میکند، زیرا هر آنچه او انجام دهد، زیباست. محبوب را به آفتاب تشبیه میکند و میگوید که نیازی به نامهنگاری برای بیان خواستهها نیست، چرا که فقط یک اشاره از او بهاندازه هزار نامه ارزشمند است. شاعر به زیبایی زلف و صورت محبوب اشاره میکند و از خوشیهای میخانه و معاشرت با معشوق میگوید. در نهایت با لحنی عاشقانه، از محبوب میخواهد تا به دل گدای خود رحم کند و محبت ورزد.
زهی ملاحت و خوبی که با تو محبوب استکه خشم و ناز و وفا هرچه می کنی خوب است
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت تو به قدری است که هر کار و رفتاری که انجام دهی، چه خشمگین باشی، چه ناز کنی، یا وفادار باشی، در نظر دیگران زیبا و پسندیده به نظر میرسد.
بکن هر آنچه تو خواهی که گر وفا نبودکرشمه های جفا نیز از تو مطلوب است
هوش مصنوعی: هر آنچه که دوست داری انجام بده، زیرا اگر وفا و صداقتی وجود نداشته باشد، حتی ناز و بازیهای بیوفایی تو نیز مورد پسند است.
تو آفتاب جهانی ازین مشو در تابکه ذره یی بهوا داری تو منسوب است
هوش مصنوعی: تو نور و روشنی بخش این دنیا هستی، اما نباید به خودت مغرور شوی، زیرا حتی ذرهای از تو نیز به آسمان تعلق دارد و میتواند به آنجا برگردد.
میان ما و تو ای مه به نامه حاجت نیستکه هر اشارت ابرو هزار مکتوب است
هوش مصنوعی: میان ما و تو، ای ماه، نیاز به نامهای نیست؛ کافی است یک اشاره با ابرو کنی و هزار کلمه نوشته شده است.
کنون که سنبل تر حلقه می زند بر گلمپوش زلف که مرغوله تو مرغوب است
هوش مصنوعی: اکنون که سنبل دور گردن میچرخد، زلف خود را پنهان نکن چون که لطافت تو بسیار خواستنی است.
به خاکروبی میخانه سرخوشم کانجاز آستین مرقع صد آستین روب است
هوش مصنوعی: من در کفشگری میخانه خوشحال و راحت هستم، چون در آنجا از زیر آستینهای مختلفی، جواهرات و زیباییهای بسیاری نمایان میشود.
به بوسه گر دل مسکین نوازیی داریتو خود ببخش که اهلی گدای محجوب است
هوش مصنوعی: اگر تو دل مسکین را با بوسهای نوازش میکنی، پس خودت را ببخش زیرا که گدای شرمندهای به سراغت آمده است.