شمارهٔ ۱۳۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بداقبالی و درد و رنج خود اشاره میکند. او میگوید که بدیهای بختش به خاطر جفای شخص خاصی است که زندگیاش را دشوار کرده است. او نمیداند چه نوع طالع و بختی دارد و احساس میکند هر چه در دنیا خوب است، به او نمیرسد و برعکس، تنها بدبختیها و مشکلات همیشه همراه او هستند. حتی دوستان و حامیانش هم به او وفادار نیستند و همیشه از جفا و بیوفایی رنج میبرد. شاعر از غمهایش که به خاطر این شخص است سخن میگوید و میگوید که تمامی درد و مصیبتهایی که دارد، ناشی از روابط نزدیکش است. بهاینترتیب، او احساس تنهایی و نادیدهگرفتهشدگی میکند.
زبخت بد جگرم از جفای اوریش استبلای بخت بدم از جفای او بیش است
هوش مصنوعی: بدشانسی من ناشی از ظلم و ستم اوست و این بدبختی که به من رسیده، از نامردی او بیشتر است.
چه طالع است ندانم چه بخت شور است اینگه گر جهان همه نوش است بخت من نیش است
هوش مصنوعی: من نمیدانم چه سرنوشتی دارم، اما به نظر میرسد که بخت من چندان خوش یمن نیست. حتی اگر همه چیز در دنیا خوش و شیرین باشد، بخت من درد و رنج میآورد.
حریف من نشود هیچ مهربان هرگزهمیشه مونس من دلبری جفا کیش است
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند با من مهربان باشد، زیرا همیشه همدم من کسی است که با دلبرانههایش مرا آزار میدهد.
اگر چه کوه غمی پیش کوهکن آمدهزار کوه بلا هر طرف مرا پیش است
هوش مصنوعی: اگرچه مشکلات و غمها به من هجوم میآورند و سنگینتر از کوه به نظر میرسند، اما من با قدرت و ارادهای محکم به مقابله با همهی این چالشها خواهم پرداخت.
ز خط آن لب لعلم جگر بود پارهفغان که نیش من است آنکه مرهم ریش است
هوش مصنوعی: از زیباییهای لبان او، دل من شکسته و فریاد برآورده است. او که به من آسیب میزند، میتواند تسکیندهندهی درد من هم باشد.
سلامت دو جهان بخش سر بلندان استملامت همه عالم نصیب درویش است
هوش مصنوعی: سلامتی و خوشبختی دو جهان در دستان بزرگواران و قدرتمندان است، در حالی که تمامی سرزنشها و ناملایمات به دوش درویشها و افراد فقیر میافتد.
اگر به خلق غمی می رسد ز بیگانهبلا و محنت اهلی همیشه از خویش است
هوش مصنوعی: اگر مردم دردی یا غمی را تجربه میکنند، بیشتر اوقات این درد و رنج به خاطر مشکلاتی است که از طرف افراد بیگانه و غریبه به آنها وارد میشود، اما رنجهای واقعی و سختتر معمولاً ناشی از مسائلی است که خود فرد یا نزدیکانش به وجود آوردهاند.