شمارهٔ ۱۹۶
هوش مصنوعی: این اشعار به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق میپردازد. شاعر اشاره میکند که تنها اندوه دلش در شب، روشنایی ندارد و از تقدیر تیرهاش شگفتزده است. او به تواضع و ادب در رابطهها اشاره میکند و به زیبایی و مقام معشوق اشاره میکند که هیچکس نمیتواند از او بهرهای ببرد. شاعر در جهانی غرق در عشق به سر میبرد که در آن زمان و روز و شب وجود ندارد. همچنین، از تأثیر عشق بر عقل و دیوانگی اش سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که جنون عاشقی بیدلیل نیست.
جز داغ دلم چراغ شب نیستوز طالع تیره این عجب نیست
هوش مصنوعی: جز غم و درد دل من چیزی برای روشن کردن شب وجود ندارد و تعجبی ندارد که سرنوشت من اینگونه تاریک باشد.
گر با سگت از ادب زنم دماو عفو کند ولی ادب نیست
هوش مصنوعی: اگر من با سگ تو با ادب رفتار کنم و او هم مرا ببخشد، اما این رفتار با ادب نیست.
تو نخل مرادی اینقدر هستکامید کس از تو یک رطب نیست
هوش مصنوعی: تو مانند درخت نخل مدبّر و پربار هستی، اما هیچ کس از میوهات بهرهمند نیست.
در عالمی ام ز مستی عشقکآنجا مه و سال و روز و شب نیست
هوش مصنوعی: در دنیایی هستم که در آن فقط نشانههای عشق وجود دارد و خبری از زمان و شب و روز نیست.
اهلی ره عقلت آن پری زددیوانگی تو بی سبب نیست
هوش مصنوعی: عقل تو تحت تاثیر او قرار گرفته و دیوانگیات بیدلیل نیست.