شمارهٔ ۲۴۶
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی به مفهوم عشق و صفای معنوی اشاره دارد. شاعر در آن میگوید که آب خضر (نماد حیات و جاودانگی) تنها به روح پاک و دل آرام او میآید و شراب کهنه (نماد تجربیات گذشته) یار و همراه اوست. او اعتقاد دارد که برای او عرش (مقام بلند) تنها در آستان محبوبش وجود دارد، که خود را بزرگتر از آن میبیند. بوی خوشی که از گل میآید، به نوعی نماد آسایش و زندگی است و شاعر از حکیمان نمیخواهد دردش را به دوش بکشند. در نهایت، شاعر از اهلی (دوستی) میخواهد که به حریم عشق بیاید، زیرا آنچه در کعبه جستجو میشود، در حریم عشق او وجود دارد.
کی آب خضر همدم طبع سلیم ماستما و شراب کهنه که یار قدیم ماست
هوش مصنوعی: آب خضر که نماد زندگی و تازگی است هرگز همپای طبیعت سالم ما نخواهد بود، بلکه ما با شراب کهنهای که یادآور دوستیهای قدیمیمان است، زندگی را میگذرانیم.
ما را هوای عرش ازین آستانه نیستحقا که آستان تو عرش عظیم ماست
هوش مصنوعی: ما از این درگاه به آسمانها و مقامهای بلند فکر نمیکنیم؛ واقعاً برای ما، درگاه تو بهترین و بزرگترین جایگاه است.
این بوی جانفرای که از گل دمد مگربوی خوش غزاله عنبر شمیم ماست
هوش مصنوعی: این عطر دلنشینی که از گل به مشام میرسد، مگر بوی خوش و دلپذیری است که از معشوق ما به هوا پخش شده است؟
ما درد دسوت پیش حکیمان نمی بریمساقی بیار می که مسیح و حکیم ماست
هوش مصنوعی: ما درد و مشکلات خود را پیش دانایان و حکیمان نمیگویم، پس بیا ای ساقی، که ما به نوشیدنی تو نیاز داریم، چون تو هم مثل مسیح و حکیم ما هستی.
اهلی مرو بکعبه بیا در حریم عشقکز کعبه آنچه می طلبی در حریم ماست
هوش مصنوعی: ای اهلی، به کعبه نرو و به حریم عشق بیا، چرا که هر چیزی را که در کعبه جستوجو میکنی، در این حریم پیدا میشود.