شمارهٔ ۵۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غمزه و زیبایی یک معشوق سخن میگوید که میتواند قلبها را تحت تأثیر قرار دهد. او خود را به عنوان عاشقی خراب و مست معرفی میکند که وجودش به خاطر معشوقش جان میدهد. شاعر از درگیری و فتنهای که میان او و فرج (آسودگی) وجود دارد صحبت میکند و از نوشیدن باده برای کاستن از این درد و رنج میخواهد. او به تنهاییاش در میخانه اشاره میکند و میگوید که نه تنها او، بلکه افراد زیادی همچون قارون (شخصیت ثروتمند) به همین حال دچار شدهاند. در پایان، شاعر نمیفهمد که معشوق چه چیزهایی در دلش یافته که او را به این اندازه به خود مشغول کرده و نمیگذارد چیزی از دو جهان بگیرد.
اطیفه عجب از غمزه نرگست دادندکه عالمی کشد و خاطری برنجاند
هوش مصنوعی: از زیبایی و چشمان فریبندهات، اطرافیان شگفتزده شدند، چون انسانها به خاطر یک نگاه تو، میمیرند و دلها ناراحت میشوند.
خراب مستی آن عاشقم که در گامشچو جرعه یی بفشانند جان برافشاند
هوش مصنوعی: عشق و حال مستی من به قدری عمیق است که وقتی او قدم برمیدارد، جانم را چون جرعهای میریزد و به خواب میبرد.
ز باد فتنه میان من و فرج گرد استسفال باده بیاور که گرد بنشاند
هوش مصنوعی: به خاطر طوفان مشکلات و آشفتگی که بین من و خوشبختی وجود دارد، از تو میخواهم که میخوار بیاوری تا این غبارها را از وجودم زدوده و آرامش را به من برگرداند.
به خاک میدکده تنها نه من فرو ماندمکه صدهزار چو قارون بخود فروماند
هوش مصنوعی: در میدانی که شراب و شادی جاری است، من تنها نیستم که در این وضعیت افتادهام، بلکه صد هزار نفر مثل قارون نیز در این حال غرق شدهاند.
ندانم از در دلها چه یافتی اهلیکه همتت دو جهان را بهیچ نستاند
هوش مصنوعی: نمیدانم در دلها چه چیزی پیدا کردهای، ای اهلی، که ارادت و تلاش تو به هیچ چیز در دو جهان ارزشی ندارد.