شمارهٔ ۶۶۲
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از دوستانش میخواهد که بعد از مرگش، بر سر مزارش خاک بگذارند و از عشق او یاد کنند. او از درد و غم عشقشان میگوید و از آنها میخواهد که خاطرهاش را زنده نگهدارند. همچنین به تلخی زندگی اشاره میکند و آرزو دارد که کسی از عشقش در رنج نباشد و دعا میکند که عاشقان با هم خوشبخت شوند.
دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنیدوز لب جانبخش او حرفی مرا تلقین کنید
هوش مصنوعی: وقتی که میروم و آن تکه آجر را بر سر دارم، دوستانم لطفاً بالشم را آماده کنید و از لبهای آن کسی که محبتش را احساس کردهام، سخنی به من بگویید.
از شهیدان غم عشقم مرا در زیر خاکبا رخ پر خاک و خون و جامه خونین کنید
هوش مصنوعی: از دلتنگی و غم عشق خود، از شما میخواهم که مرا در زیر خاک، همراه با خاک و خون و جامهای خونین دفن کنید.
چون شود سر مست میل قتل مسکینان کندزینهار ای دوستان یاد من مسکین کنید
هوش مصنوعی: وقتی کسی در حال خوشحالی و سرمستی است، ممکن است به راحتی آسیب به دیگران بزند. بنابراین، ای دوستان، یادآوری کنید که به مسکینان رحم کنید.
مردم ای کافر تلخی و تندی تا به کیجان شیرین مرا گیرید و لب شیرین کنید
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر نارضایتی و خستگی از تلخیها و دشواریهای زندگی است. شاعر از مردم میخواهد که دیگر به او سخت نگیرند و آرامش و لذت را به زندگیاش برگردانند. او احساس میکند که به اندازه کافی از تلخیها رنج برده و حالا به دنبال روزنهای از شیرینی و خوشی است.
یا رب آزاری نبیند همچو اهلی کس ز عشقخوش دعایی میکنم ای عاشقان آمین کنید
هوش مصنوعی: خداوندا، کسی مانند اهلی از عشق رنج نبرد. من دعای نیکویی میکنم، ای عشقورزان، آمین بگویید.