شمارهٔ ۷۳۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و دلبستگی است. شاعر از صبر و دلی که به خاطر عشق به معشوقش داشته صحبت میکند و میگوید که حتی با وجود درد و رنج، عشق او را فراموش نکرده است. او به یاد قد و قامت معشوقش میافتد و در هنگام جدایی، درد دلش بیشتر میشود. همچنین شاعر اشاره میکند که در لحظات خوشی و نوشیدن شراب، همه چیزش را فراموش کرده و تحت تأثیر عشقی عمیق قرار گرفته است. در پایان، به تلخیهای جدایی اشاره میکند و یادآور میشود که انتظار دستیابی به شادی و عشق، او را به دردسر انداخته است.
گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شدباز عاشق شدم آن جمله فراموشم شد
هوش مصنوعی: باوجود اینکه در عشق معشوقهای زیبا صبر و دل و عقل خود را از دست دادهام، دوباره عاشق شدم و همه آن احساسات را فراموش کردهام.
هیچ سروی نگرفتم به بر از یاد قدشکه نه در خون دل آغشته در آغوشم شد
هوش مصنوعی: من هرگز هیچ درختی را در آغوش نگرفتم به جز یاد قد او، زیرا هیچکس مانند او در آغوشم نرفته است و دل من از اندوه پر شده است.
چاک دامان قبا بر زده از من چو گذشتچاکها در دل از آن سرو قبا پوشم شد
هوش مصنوعی: وقتی او با لباس زیبایش از کنار من گذشت، دلم از شوق و عشق به او پر شد.
دوش ساقی بیکی جرعه که در کارم کردسبحه رفت از کف و سجاده هم از دوشم شد
هوش مصنوعی: دیروز ساقی با یک جرعه شراب کار من را تمام کرد. تسبیح از دستم افتاد و سجادهام هم از روی دوشم افتاد.
اهلی از تلخی هجران نکنی ناله که چرخنیش زد هرکه از او آرزوی نوشم شد
هوش مصنوعی: ای دوستان، از تلخی دوری و جدایی ناله نکنید، زیرا هر که از زندگی و خوشیها آرزو داشته، چرخ روزگار به او سختی و مصیبت میزند.