شمارهٔ ۸۲۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بازگشت محبوبش سخن میگوید که دلش را روشن کرده و بار دیگر آن را زنده میکند. او به حس دل آزردگی ناشی از دوری و غم هجران اشاره میکند و آرزو میکند که روزی از این احساس رنج بکشد. شاعر نیز به زیبایی محبوبش و تأثیر آن بر دلش اشاره میکند و میگوید که نگاه به چشمانش باعث میشود دیگر نتواند صبر کند. او از اینکه دلش آرام گشته بود، میگوید و حالا دوباره در اندوه افتاده است. در نهایت، شاعر از شکوه از دوری میپرهیزد و تنها شکرگزاری از وجود عشق و نور محبوبش را دارد.
یا مکن قول بتان گوش و بما خرده مگیریا زما هم سخنی بشنو و عذری بپذیر
هوش مصنوعی: یا به سخنان بتها توجه نکن و به ما ایرادی نگیر، یا اگر از ما چیزی میشنوی، عذر ما را بپذیر.
به گرفتاری عاشق نتوان طعنه زدنچکند گر پی قاتل نرود صید اسیر
هوش مصنوعی: عاشق را نمیتوان به خاطر مشکلاتش سرزنش کرد، زیرا اگر کسی به دنبال قاتل برود، قطعاً اسیر خواهد شد.
ایکه خون از دم تیغ تو چکد حاضر باشکه خراشی نرسد بر دل درویش و فقیر
هوش مصنوعی: اگر خون از تیغ تو بریزد، آماده باش که حتی یک خراش هم به دل درویش و فقیر نرسد.
آنچنان زی که اگر جان طلبد یار زتوتا بگوید که بده، بانگ برآری که بگیر
هوش مصنوعی: چنان زندگی کن که اگر روزی یارت از تو خواست جانت را بدهی، با صدای بلند بگویی که بگیر!
اهلی از خاک سیه بستر راحت داردپیش دیوانه چه خاکستر گلخن چه حریر
هوش مصنوعی: اهلی که در خاک سیاه زندگی میکند، در آرامش و راحتی است. او به هیچگونه زرق و برقی نیاز ندارد؛ چه خاکستر باشد و چه پارچهی نرم و لطیف. دیوانهها برای درک این آرامش و ارزش آن، اهمیت نمیدهند.