شمارهٔ ۸۲۸
هوش مصنوعی: این شعر از عشق و درد جدایی صحبت میکند. شاعر از زیبایی چشم یار و تأثیر آن بر دل عاشق میگوید و همچنین به اهمیت پاس داشتن دل اشاره میکند. او از ساقی میخواهد که با جرعهای از شراب، غبار فاصله را از میانشان برطرف کند. شاعر به دوستی و زندگی با مردم تأکید میکند و میگوید که گوشهگیری و بیتحرکی نشانهای از عدم کارایی در زندگی است.
ای بچشم جان من حسن تو شورانگیزترآفتابت در دل پر آتش ما تیزتر
هوش مصنوعی: ای چشمان جان من، زیبایی تو بیشتر از هر چیزی دل را به شور و شوق میآورد. تابش تو در دلهای پر از آتش ما، شدیدتر و پرنورتر است.
شد بهار عمرم از پیری خزان در عشق توهمچنان بینم پر از شاخ گل نو خیزتر
هوش مصنوعی: بهار زندگیام با وجود پیریام در عشق تو همچنان مملو از تازگی و شادابی است، گویی هنوز جوان و سرزندهام.
عالمی کشتی و خواهی زارتر کشتن مرازانکه می بینم ببخت خود ترا خونریزتر
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به این موضوع اشاره میکند که یکی از دلایل عذاب و رنجش او این است که دیگران را در حالتی میبیند که بیشتر از او در درد و رنج به سر میبرند. او احساس میکند که وجود دیگران به او فشار میآورد و این شرایطش را سختتر میکند. به همین دلیل، گویی تمایل دارد که دیگران را بیشتر از خود ببیند یا در شرایط بدتری مشاهده کند، چرا که این مقایسه به او آرامش نمیدهد.
هر کجا ای شاخ گل باشی ببویت پی برمبسکه می یابم ز گل بوی تو مشک آمیزتر
هوش مصنوعی: هر کجا که تو باشی، بوی تو را میشنوم و این بوی تو از هر گل دیگری خوشتر و دلانگیزتر است.
هر کرا در دوزخ هجران چو اهلی سوختیخاک او شد از نسیم خلد عنبر بیزتر
هوش مصنوعی: هر کس که در آتش دوری loved بسوزد، خاک او از بوی خوش عطر بهشت کمتر است.