شمارهٔ ۱۰۳۸
هوش مصنوعی: این شعر از عشق و longing (دلتنگی) برای معشوق سخن میگوید. شاعر به خواب و خیالی از دیدار معشوق اشاره دارد و بیان میکند که ترس از جدایی و نرسیدن به او دارد. آتش شوق او در سینهاش میسوزد و احساس میکند که بدون وجود معشوق، زندگیاش بیمعناست. همچنین به زیبایی معشوق شبیه شمعی در یک مکان شاد و دلپذیر اشاره میکند و از باد صبا میخواهد که او را به سوی معشوق ببرد. در نهایت، شاعر تاکید میکند که اگر معشوق یاری کند یا دشمنی، هیچکس جز او نمیتواند جای خالیاش را پر کند.
با چون تو شوخی سرو قد عاشق کش و طناز همگل را نزیبد ناز کی سرو سهی را ناز هم
هوش مصنوعی: با کس مثل تو که هم شوخ و زیباست و هم دلبر، گل نمیتواند به او ببالد. کجا سرو زیبای صاف و قد بلند میتواند در ناز و عشوهگری به گرد پای او برسد؟
هرچند خونم میخوری هرگه که میبینم ترادل میبرد سوی توام جان میکند پرواز هم
هوش مصنوعی: با اینکه تو مرا عذاب میدهی، هر بار که تو را میبینم، دل من به سمت تو پرواز میکند و جانم پر از عشق میشود.
صد خسته بهر پرسشی جان داد و تو عیسی نفساز ناز نگشودی لبی چشمی نکردی باز هم
هوش مصنوعی: صد نفر به خاطر پرسشهایشان جان خود را فدای تو کردند، ولی تو مانند عیسی (مسیح) از ناز و لذت خود را با رفتن به آنها مشغول نکردی و نه لبی گشودی و نه چشمی به آنها دوختی.
گر صد هزار از ما کشی چون مور زیر پای خوداز ما نخیزد شکوهای کس نشنود آواز هم
هوش مصنوعی: اگر صد هزار از ما را مانند مور زیر پا بکشند، باز هم از ما هیچ شکایتی بلند نخواهد شد و صدای ما به گوش کسی نخواهد رسید.
اهلی اگر مست بتی هم سجده شو با برهمنبا شیخ مسجد کم نشین سجاده دور انداز هم
هوش مصنوعی: اگر اهل معرفت و مست از عشق هستی، باید در برابر بتی سجده کنی. با برهمن (استاد معنوی هندو) همنشینی کن و دور از شیخ مسجد و سجاده بنشین. در اینجا به تفکر آزاد و فراتر رفتن از نهادهای محدود دعوت میشوی.